02177395710

منوهای نصب در پنل مدیریت

او یک “تیم دار” بود

یک راست سر اصل مطلب میروم. از حاج قاسم خیلی چیزها شنیده اید اما این چند دقیقه را یاد بگیرید. یاد بگیرید چگونه تیم تان را راهبری کنید.

 

هیچ وقت غر نمیزد

خیلی از مدیران و کسانی که یک  استارت آپ را راهبری میکند، غر میزنند، از شرایط آب و هوا بگیرید تا تحریم و قیمت دلار و نبود زیر ساخت و بدقولی سرمایه گذار و خیلی چیز های دیگر. اما حاج قاسم اینطور نبود. حاج قاسم هیچگاه از سختی‌های عراق و سوریه سخن نمی‌گفت و در پاسخ به هر سؤالی در این خصوص، می‌گفت: همه چیز خوب است؛ همه چیز خوب است.

 

با این همه تجربه اما دست بردار نبود:

همه ی مان دیدیم که تا کسی در اکو سیستم مطرح می شود و در رویداد ها به عنوان مدرس و منتور شرکت میکند، فکر میند دیگر همه چی تمام است و نیاز به یادگیری ندارد. اما بد نیست بدانید حاج قاسم با آن همه تجربه، بسیار اهل مطالعه بود و در مسیر ماموریت‌ها و با وجود خستگی،‌ بخش زیادی از مطالعه‌ خود را انجام می‌داد.

 

هر دو را با هم داشت

واقعا کار سختیه. مدیر یک تیم پانزده نفره باشی و کل روز رو باهاشون زندگی کنی ، هم جذبه داشته باشی هم باهاشون گرم بگیری. حاجی در عین حالی که خیلی مهربان و خوش اخلاق است اما جذبه و ابهت عجیبی داشت.  حتما در عکس ها و فیلم ها ارتباط گرم حاج قاسم رو با هم رزم هاش دیدد ولی یکی از همراهان حاج قاسم خاطره ای میگه که خیلی جالبه واقعا : دو هفته پیش ما به خاطر اینکه ایشان کمی آزادتر باشند، از نزدیک ایشان رفتیم وگفتیم اگر ایشان بعدا سؤال کردند، سه نفری یک دروغ مصلحتی که هماهنگ کرده بودیم را می‌گوییم که از دست ما ناراحت نشود.حاجی سه چهار بار تماس گرفت وقتی ما به ایشان رسیدیم گفت کجا بودید؟ من وقتی نگاهم به چشمان ایشان افتاد، زبانم بند آمد و گفتم از بعدی بپرسید.از بعدی هم که پرسید او هم زبانش بند آمد و همینطور نفر سوم. یعنی جذبه حاجی، زبان هر سه ما رو بند آورد.

 

” ادامه این روایت از زبان ناظم دباغ، نماینده اقلیم کردستان در عراق است ” منبع: هفته‌نامه همشهری جوان، پرونده ویژه‌ سردار قاسم سلیمانی، شنبه 17 آبان ماه 1393، سال دهم، شماره 480، صفحات 62 و 63.

 

 

یک شیر به تمام معنا

چه بگویم؟ نترس است. برای مأموریت‌های کاری‌اش همیشه از همین خصوصیت استفاده می‌کند. یکی از اسرار پیروزی و شهرت او همین شجاعت است. ضمن اینکه او اقدامات لازم را در وقت لازم انجام می‌دهد. بگذارید اینطور توضیح بدهم. وقت‌هایی هست که یک کار فقط در یک لحظه انجام می‌شود. یعنی شما یک جا باید کاری بکنید که بزنید توی خال. قاسم سلیمانی اینقدر شجاع هست که در این لحظات این تصمیمات را بگیرد. این شناخت کلی من در مورد سلیمانی است.

Ps: دیگه نگم براتون که اگه شجاع نیستید، اصن تیم داری نکنید. میدونید یعنی چی که، یعنی یک کسی که یک تیم رو اداره میکنه باید اونقدر شجاع باشه که یک مشتری با عدد گنده رو بخاطر ترسیدن و نتونستن و این چیزا نپرونه سریع تصمیم بگیره، یا با قدرت بگه بله یا بگه نه.

 

لاکپشتی نباشید

او در عمل و سخن گفتن، بسیار سریع است. حرف و حدیثش را طول نمی‌دهد. نمی‌دانم شما به آن چه می‌گویید.حرف زدن حاجی این طور است؛ سریع، مختصر و مفید. وقتی در یک جلسه‌ای می‌نشینید هرکسی می‌آید و تحلیل و تفسیر خودش را اضافه می‌کند که بعضا تکراری هم می‌شود. اما ایشان وقتی وارد تفسیر می‌شود، سریع است مختصر و مفید، جمع بندی هم دارد.

Ps: یکی از آفات جلسات استارت آپی همینه که سریع میشه دورهمی.  سر و ته جلسه هم معلوم نیست.

 

مسوولیت پذیر

او راهش را خیلی خوب می‌شناسد و همیشه نقشه راه درستی ترسیم می‌کند. شاید به همین دلیل است که سال‌‌ها

در مسوولیتش باقی مانده. آیت الله خامنه‌ای رهبر ایران او را شهیده زنده خوانده‌اند. شهید زنده زیاد است اما دلیلی وجود دارد که او را همه می‌شناسند و سایرین را نمی‌شناسند. این دلیل می‌تواند از مسوولیت پذیری‌اش باشد.

Ps: دقت که میکنم میبینم بیراه نیست. توی تیم های کوچیک مسئولیت پذیری حرف اول رو مزینه. کسی که تیم رو اداره میکنه باید مسئولیت پذیر باشه. هم مسئولیت تیم رو به عهده بگیره هم مشتری های رو هم طلبکار ها رو و هم شرکای کلیدی. کار سختیه ولی برای اینکه دووم بیارید باید مسئولیت پذیر باشد. و اگر شما به عنوان مسئول تیم اینجوری نباشید تیم هم از شما الگو میگیره. از قدیم گفتن: الناس علی دین ملوکهم

صادق

کسی در کردستان نیست که قاسم سلیمانی را بشناسد و از او تعریف نکند. چون صادق است.وقتی قول می‌دهد پای حرفش می‌ایستد. ما هر وقتدر اینجا مشکلی داشته باشیم و بخواهیم با وزیر یا حتیرئیس جمهور ایران دیدار کنیم، فقط از طریق ایشان می‌توانیم سریع به هدف برسیم. اگر بگوییم که ملاقات می‌خواهیم و ایشان بداند که موضوع ضروری است، همان موقع شرایط را فراهم می‌کند. ما در کردستان پادگان کومله و دموکرات و تشکیلات دیگر داریم. در مرز ایران هم که پ.پ.ک و پژاک را داریم. ما با ایران و همه کردها توافق کرده‌ایم که نه آنها از زمین‌های ما به ایران حمله کنند و نه ایران از زمین‌های ما برای حمله نظامی علیه آنها استفاده کند. حضور آقای سلیمانی به عنوان نماینده ایران سبب شد که این توافق صورت بگیرد. اگر صداقتی در کار نباشد، با یک نارنجک در دفتر این دو تشکیلات همه توافقات به هم می‌ریزد و این به لطف سیاست ایرانی‌هاست که اتفاق نمی‌افتد.

Ps: چیزی ندارم بگم …

آرام

من جلسات زیادی با حضور حاجی برگزار کردم. از زمانی که نماینده آقای طالبانی بودم، تقریبا در همه جلساتی که مربوط به عراق بوده و با تشکیلات مختلف حضور داشتم. آرامش ایشان را فقط باید در جلسات ببینید. او به شکلی باورنکردنی آرام است. نمی‌دانم چطور بیشتر توضیح بدهم.

Ps: آقا اگر مسئول تیم نتونه خودش رو مدیریت کنه و استرس رو به تیم منتقل کنه، راندمان تیم هم میاد پائین. واقعا برام جالبه، یه فرمانده نظامی با اون همه  مشغله و موقعیت بحرانی انقدر آرامش داشته.

 

 

 

 

 

 

 

 

0 پاسخ به "او یک "تیم دار" بود"

ارسال یک پیام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی شده توسط سایه سپید