02177395710

منوهای نصب در پنل مدیریت

تفاوت استارت آپ با سایر کسب و کار ها

کسب و کار

غالبا شرایط استارتاپ ها با سایر کسب کارها یکسان در نظر گرفته می شود . اما حقیقت این است که وضعیت یک استارت آپ و متعاقبا مدیریت آن با سایر کسب و کارها کاملا متفاوت است. شروع کسب و کار های کوچک ساده نیست، حتی وقتی که نمونه های مشابه بسیاری برای یادگیری وجود دارند. اما شروع یک استارتاپ از آن هم سخت تر است! در این مقاله سعی بر این است که شما را با تفاوت های استارتاپ ها با سایر کسب و ها آشنا کنیم و چالش ها و اهداف پیش روی هرکدام از آن ها را به شما نشان دهیم.

 

استارتاپ چیست؟

در بسیاری از موارد، استارت آپ ها روی رشد سریع و درآمد بالا تمرکز می کنند. استارت آپ ها غالبا با استفاده زیاد از تکنولوژی به منظور توسعه سرویس هایشان شناخته می شوند، و در بیشتر موارد بر افزایش سرمایه به کمک سرمایه گذاران و اسپانسرها در مراحل مختلف رشدشان تکیه دارند. این مساله مدیریت استارتاپ را در بخش مالی نسبت به سایر کار ها کاملا متفاوت می سازد.
به دلیل این نوع از تامین سرمایه، استارتاپ ها همواره به دنبال جذب افراد با استعداد و خلاق هستد که بتوانند با محصولات تولیدی آن ها تغییرات بزرگی ایجاد کنند. چیزی که مدیریت استارت آپ ها را دشوارتر می کند. استارتاپ ها با اینترنت رابطه نزدیک تری دارند و گاهی یک مدیریت دانلود ساده می تواند تاثیر به سزایی در هزینه های آن ها داشته باشد.

در مقابل تعریف کسب و کارهای کوچک چیست؟

شاید یکی از عناصر کلیدی در تعریف کسب و کارهای کوچک جمع و جور بودن و ترجیح دادن یک درآمد ثابت به رشد بیشتر باشد. این مساله تفاوت عمده ای بین مدیریت این دست کسب و کارها با استارت آپ ها ایجاد می کند.
با این حال، بسته به نوع فعالیت، تعریف کوچکی این نوع کار قابل تغییر است. یک شرکت مهندسی که هزاران کارگر را استخدام می کند می تواند یک کار کوچک باشد و در شرایطی مشابه یک شرکت بازاریابی با ۵ کارمند هم کاری کوچک است.
با این مقدمه به سراغ تفاوت کسب و کارهای کوچک و استارت آپ ها و و تاثیر آن ها بر مدیریت هرکدام می پردازیم:

مدیریت سرمایه

همان طور که گفته شد استارتاپ ها اغلب متکی به گروه های سرمایه گذار هستند. به دست آوردن سرمایه در استارتاپ ها وابسته به شفاف سازی روند پروژه و نحوه ارزش گذاری آن از سمت سرمایه گذار می باشد. استارت آپ ها باید تمام مسیر خود در راه رسیدن به هدفشان را به روشنی بیان کنند و راه های افزایش سرمایه را به خوبی ارائه دهند تا سرمایه گذار را مجاب به صرف هزینه نمایند.
در مقابل، کسب و کار های کوچک نیاز ندارند که به این دقت مسیر درآمد خود را مشخص کنند و دلیل آن هم فقدان سرمایه گذاران بزرگ در مقایسه با آنچه برای استارت آپ ها اتفاق می افتد می باشد. بیشتر سرمایه این نوع کار ها از طریق قرض های بانکی و از این دست وام ها تامین می شود. از آنجا که کارهای کوچک برنامه ای برای توسعه خود، آن چنان که در استارتاپ ها اتفاق می افتد، ندارند نیاز به سرمایه گذاری های اضافی در آن ها مشاهده نمی شود. از این رو مدیریت مالی در استارت آپ ها و کسب و کارهای کوچک کاملا متفاوت است.
تامین منابع مالی مطمئن برای استارتاپ ها به دلیل تعداد زیاد آن ها و رقابت شدیدشان به منظور جذب سرمایه بسیار دشوار تر است و این امر دلیل اصلی آن اسن که چرا استارت آپ ها میزان رشد متفاوتی را تجربه می کنند.

 

رشد

استارتاپ ها نیاز شدیدی به رشد سریع دارند. این یک قانون اساسی برای آن ها محسوب می شود. در هر مرحله از رشد استارتاپ، سرمایه بیشتری نیاز است تا کار وارد مرحله بعدی شود. شخصی که مدیریت یک استارت آپ را بر عهده دارد باید برنامه مدونی برای افزایش نرخ رشد کار داشته باشد. به همین دلیل است که تعداد کاربران برای استارتاپ ها بسیار مهم است پون آن ها را آگاه می کند که به چه میزان از بازار هدفشان دست یافته اند و چطور می توانند این بازار را گسترش دهند.
سودآوری در این بخش لزوما به اندازه رشد اهمیت ندارد، چون استارت آپ ها به بازپرداخت سرمایه به آن شکلی که برای وام های کسب و کارهای دیگر لازم است نیاز ندارد. برای مثال، فیس بوک و توییتر تا مدت ها سود مالی ای کسب نکردند و این امر تا زمان شناخته شدن آن ها ادامه داشت. در مدیریت استارتاپ، برنامه ریزی برای رشد نقش ویژه ای دارد.
کسب و کارهای کوچک نیز رشد می کنند، اما رشد آن ها محافظه کارانه بوده و به صورت افزایش میزان اعتماد و افزایش درآمد در طولانی مدت بروز می کند. بر خلاف استارتاپ ها، کسب و کارهای کوچک نیاز دارند که هزینه ها را پایین نگه دارند چون به اندازه استارت آپ ها برای مراحل مختلفشان سرمایه ندارند و باید وام هایشان را پرداخت کنند.
آنچه گفته شد به این معناست که استارتاپ ها فعالیت های اقتصادی مبتنی بر رشد و توسعه هستند.

• مدیریت ریسک

استارتاپ ها غالبا به این دلیل شکل می گیرند که بنیان گذارانشان نیاز به تولید چیز جدیدی را احساس می کنند. این چیز جدید می تواند یک محصول جدید، یک سرویس جدید و یا یک روش جدید برای بازاریابی باشد. این بدان معناست که میزان موفقیت کار به تولید آن از هیچ بستگی دارد! که ریسک موفقیت در استارتاپ ها را در مقایسه با سایر کسب و کارها به طرز چشمگیری افزایش می دهد.
کسب و کارهای کوچک نیز ریسک هایی را تقبل می کنند، اما نوع این خطرات کاملا با آنچه در استارتاپ ها اتفاق می افتد متفاوت است. اکثر صاحبان کارهای کوچک چیز جدیدی تولید نمی کنند. کار آنان، با توجه به موارد مشابه پیشین، نیاز به اثبات چیزی ندارد.
از آنجا که کسب و کارهای کوچک منحصرا روی رشد تمرکز نمی کنند، بازه زمانی مورد نیاز برای موفقیت آنان غالبا طولانی تر است. کار های کوچک می توانند آهسته تر در مسیر رسیدن به اهدافشان گام بردارند، اما این امکان برای استارت آپ ها وجود ندارد. چون چالش های پیش رو در استارتاپ ها و کسب و کارها متفاوت است، مدیریت آن ها نیز با یکدیگر تفاوت دارد.

اگر بخواهیم انچه که گفته شد را جمع بندی کنیم می توانیم بگوییم که:

میزان ریسک در واقع یکی از تفاوت های کلیدی بین استارت آپ ها و کارهای کوچک است. یک استارتاپ غالبا تشنه سرمایه است و رشد سریع یکی از نیازمندی اصلی آن است. کسب و کارهای کوچک به دنبال روش های قابل اعتماد تری هستند. آن ها به دنبال توسعه کار خود با افزایش اعتماد مشتریانشان و متعاقبا تبدیل شدن به یک بازار همیشگی برای آن ها هستند.
از این رو مدیریت این استارتاپ ها با کسب و کارهای دیگر کاملا متفاوت است. با این حال، هر دوی آن ها نیاز دارند که برتری مدل های مورد استفاده خود را به اثبات برسانند تا به بتوانند از این طریق با جذب سرمایه بیشتر، شرایط بهتری را برای صاحبان خود به وجود آورند.

آگوست 4, 2020

0 پاسخ به "تفاوت استارت آپ با سایر کسب و کار ها"

ارسال یک پیام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی شده توسط سایه سپید