هر کسب و کاری دو حکم براش مشخصه: موفقیت یا شکست.
اینکه کسب و کار ما به کدوم سمت میره، دقیقا یه چیز علمیه و کاملا به ما و انتخاب های ما به عنوان مدیر اون کسب و کار بستگی داره. اگر به فنا رفت باید بدونیم که تنها دلیل اصلیش ما بودیم، اگر به قله های موفقیت رسید باز هم باید بهتون بگم که تنها دلیلش ما بودیم. شروع یک استارتاپ یعنی به جون خریدن طبعات و مزیت های اون، یعنی این که مثل فیلم های آمریکایی باید با حجم عظیمی از اتفاقات روبرو بشی و در نهایت مثل یه ابرقهرمان کسب و کارت رو به درآمد و سود دهی برسونی.
مطالعه مدرسه بازرگانی هاروارد هم نشون داد که ۷۵ درصد از کسب و کارهای نوپا که کارشون رو بدون تجربه قبلی شروع کردن، در نهایت به خاک سیاه نشستند. حالا ما در این مقاله قصد داریم تا چند تا از دلایل مهم و اثبات شده ی شکست در استارتاپ ها و کسب و کارهای نوپا رو به زبون خودمون براتون شرح بدیم.
با وقایع استارتاپیه همراه باشید…
دلیل شماره 1: نفهمیدن نیاز بازار
مثلا من یه استارتاپی به اسم “آب حوض خالی کنینو” میزنم، شما توی اپلیکشین آدرس خونهتون رو مشخص میکنید و من یه مشت نیروی زبده میفرستم تا این کار رو براتون در کسری از ثانیه و با بهترین کیفیت انجام بده.
خب این خیلی خوبه اما باید بهتون بگم که متاسفانه ۴۰ سال دیر اومدید و ایدهتون الان به درد هیچکس نمی خوره، شما الان حوض پیدا کردی بگو بیایم باهاش عکس بگیریم بزاریم اینستا…
پس برید و قبل از اینکه ایدهتون رو لانچ کنید یه تحقیقات انجام بدید، چقدر هم بهتره که این تحقیقات بصورت میدانی انجام بشه. خرجش یه خودکار و ورق هستش که بشینی و چهار تا سوال طرح کنی و از مردم بپرسی که آیا این ایدهای که من دارم بدرد شما میخوره یا نه؟
نیازی هم نیست که راه دوری بری، با خاله و عمو و عمه و دایی هم کارت راه میافته…
منتهی هر چی تحقیقاتت بیشتر، مسیر پیش روت روشنتر…
دلیل شماره 2: عدم مدیرت صحیح:
ببین تو خیلی حرفهای آب حوض خالی میکنی به شدت مهارت داری و توی دنیا مثل تو نیست، در پنج دقیقه هم میتونی یه حوض به عمق ۱۳۰ متر رو با یه سطل خالی کنی…
آفرین، شما خیلی توی کارت استاد هستی ، اما باید بگم که آیا “دانش مدیریت” داری؟ تو اگر توی کارت حرفهای هستی درست، اما داشتن علم مدیریتِ کسب و کار یه مهارت جداگونه است.
خیلی از کسب و کار های فِیل شده، ایده و تیم خیلی خوبی داشتن، اما مدیریت نادرست باعث پاچیدگیشون شد و به خاک مشکی نشستند.
دلیل شماره 3: تیم نا کارآمد:
ببین حالا از اینور هم هست، شما یه ایدهی خیلی خفن دارید و دنبال جمع کردن یه تیم خفنتر هستید. اما اگر بلد نباشی که جمع و جور کردن تیم چجوریه و کی رو کجا استفاده کنی، کلاهت در پس معرکه میباشد.
ببین بزار یه مثال ساده برات بزنم، تیم خوب جمع کردن مثل کیس PC جمع کردنه، اگر نیازت رو درست و حسابی ندونی، آخرشم با یه تیم ناکارآمد مواجه میشی که میزنه رویا و هدفت رو به فنای بزرگی میده.
خیلیا فکر می کنن با یه برنامهنویس و یه طراح گرافیک میتونن یه استارتاپ بزنن، درصورتی که باید از همین تریبون بهشون بگم کور خوندی، اینطور نیست…
دلیل شماره 4: فضای رقابتیه شدید:
ببین اگه الان سال 13۴۰ بود و تو اپلیکشین آب حوض خالی کنینو رو درست میکردی، قطعا شونصد الی هزاران استارتاپ دیگه میومد تا این کار رو انجام بده و چه بسا بهتر از تو…
تو باید مسئلهی رقابت و بازی کردن بین این همه تیم رو بلد باشی و بقول معروف یه مدیر خبرهی جنگ بلدِ صلح طلب باشی.
استراتژیهای رقابت در بازار خیلی مسئلهی مهمیه که تو بتونی بین این همه رقیب خودتو نشون بدی و بلند داد بزنی: آهااااااای من خیلی بهتر از بقیه آب حوض خالی میکنم، لطفا منو ببینید…
دلیل شماره 5: نبود ارزش افزوده:
… و مردم هم ازت بپرسن چرا بهتر از بقیه آب حوض خالی میکنی؟ خون گارگرهات از بقیه رنگینتره؟ چرا باید حوضمون رو بدیم تو خالیش کنی؟
آفرین، به این میگن ارزش افزوده، تو اگر توی ایده و شغلت ارزش افزوده نداشته باشی، کارت مثل رقبای محمدعلی کِلِی تمومه و هیچ چیزی برای ارائهی متفاوت نداری و این یعنی شب خوش و خدانگهدار.
دلیل شماره 6: عدم بازاریابی صحیح:
ببین قدیم یه مدل بازاریابی وجود داشت به نام استراتژی عربده، اونم اینجوری بود که میرفتن توی کوچه داد میزدن آااااب حوض میکشیم، آاااااب حوووووووض…
الان شما این کار رو کنی با کمربند توی کوچه دنبالت میکنن و باید سیاه و کبود به دفتر خوشگلت بازگشت کنی.
خیلیها ایدهی بینظیری دارن، تیمشون فوقالعاده است، مدیریتشون یه سور به جف بزوس زده آما، آمااااا بازاریابی صفر.
تو تا بلد نباشی محصولت رو ارائه بدی، برای مشتریه احساس نیاز درست نکنی و نیاز مشتری رو ارضا نکنی اون ایدهات رو باس سوراخ کنی بندازی دور گردنت… تبلیغات از اوجب واجبات.
دلیل شماره 7: عدم مدیریت مالی:
من روزی صد تا آب حوض خالی میکنم و بابت هر حوض یه تومن هم میگیرم. خب این خیلی خوبه و تو یه میلیونر هستی، اما میدونی اگر بلد نباشی با پولت بازی کنی و مدیریت و چرخوندن درستش رو توی استارتاپت بلد نباشی فاتحهات خونده است.
پس پیشنهاد من به تو استخدام یه مدیر مالیِ خوبه تا تو رو از هر گونه ولخرجی و حتی خساستهای بیهوده نجات بده. یکی از دلایل بسیار مهم شکست استارتاپها توی ابتدای کار عدم بودجه ریزی و کنترل اون و درنهایت اتمام بودجه قبل از راهاندازی هستش. البته شاید هم راهاندازی اتفاق بیافته، اما کمبود نقدینگی مانع بزرگی توی راه بوجود میاره و از پیشبرد برند و سرمایهی در گردش جلوگیری میکنه.